خرید بک لینک

درباره سایت

110

امکانات وب

بازداشت . . . ! آدم درد هم بکشه حداقل آزاد درد بکشه . . . لحظه شماری برای اسارت مجدد!

برچسب: نویسنده: آبتین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 3:05

۲۲۱ : نوشتن بی فایده س ، اون شعر های زیبا بی فایده ان .دکتر هم نمیفهمه من قرص ضد افسردگی نمیخوامنمیخوام مثل ماهی های ژاپنی برم اینور و اونوربعضی وقتا فکر میکنم متانت سکوته و بس.تلاش ها بی فایده س.دلم میخواد فراموش بشم فقط.کلیپ های انگیزشی حالمو به هم میزنه...همه چی حالمو به هم میزنه.فقط میخوام همه چی تموم بشهانگار منی وجود نداشته...آخرش باز سیاهی شب و سفیدی روز دنیا بچرخه بچرخه بچرخهبدون من....نیازی به ناراحتی هم نیستمن چیزی نخواهم فهمید. + سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۹ 3:44 | سورنا |

برچسب: نویسنده: آبتین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 3:05

۲۲۲ : فکر میکردم همه چیز باید پایان دل انگیزی داشته باشدمثلا چند صد کیلومتر دور تر از ساحل هوای نسبتا تاریک با نم نم بارانتنهایی قدم زد ریه های خود را با بوی خاک نم پر کردو با یک آهنگ زدبازی به قدم زدن ادامه داداین طرز فکر اشتباه این ناخوشی باعث شد همه چیز را ناتمام رها کنم.چه کسی میتوانست بفهمد؟ پایان خوش من برای همه پایانی خوش بود؟شاید کسی دوست داشته باشد پایان داستان روی تخت اتفاق بیوفتددر حالی که  با یک زن روس بلند قامت و بلوند در حال جقت گیری و عشق بازی است.این در حالیست که دیگری میخواهد در راه وطن غرق در خون گلوله باران شود.بعد از این تفکرات پسرک به خود آمد...و به قابلمه ی روی اجاق گاز قدیمی خیره ماندمادرش گفته بود سوپ برایش پخته است در این هوای سرد خوب خواهد بود!پسرک میدانست اون میدانست درون ظرف از محتویات سوپ تنها آبش وجود دارد...چشم هایش را بست و خدا را شکر کرد...و این پایان قصه ی ما بود! + دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۹ 22:52 | سورنا |

برچسب: نویسنده: آبتین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 3:05

صفحه بندی